سعي

سعي نكن زندگي را درك كني .آن را زندگي كن ! سعي نكن عشق را درك كني .به درون عشق قدم بگذار . آنگاه در خواهي يافت ...و آن ريافت از تجربه كردن تو نشات خواهد گرفت . آن شناخت هرگز اين راز را از ميان برنخواهد داشت، اينكه هر چه بيشتر بداني ،بيشتر در مي يابي كه چيزهاي بسياري براي شناختن باقي است

اشو

منبع آزاد

گاهي نفسم مي گيرد و قلبم چنان به ديواره مي کوبد که گويا عاشق است!
گاهي قلبم ديوانه وار مي تپد؛ گاهي به انتظار نفسهايي نفسهايم به شماره مي افتد،من گاهي عاشق مي شوم.
گاهي نوشتن چه دشوار است ،گاهي گفتن چه احمقانه است!
گاهي دو بال مي خواهم،گاهي يک خط شعر و گاه يک عشق مي خواهم

ادامه نوشته

آموختم

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم .

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود .

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند

ادامه نوشته

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

 

خدایا

 خدایا به داده ها و نداده ها وگرفته هایت شکر

که داده هایت همه رحمت, نداده هایت همه حکمت, و گرفته هایت همه نعمت است

خدایا

 خدایا به داده ها و نداده ها وگرفته هایت شکر

که داده هایت همه رحمت, نداده هایت همه حکمت, و گرفته هایت همه نعمت است

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده ... حتي اگه كسي باز هم بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده كه عشق رو تجربه كنه ، حتي اگه توش شكست بخوري !

 

.اينو بدون كه اگه كسي وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت ، علاوه بر اينكه يه خاطره به جا مي ذاره ، مي تونه يه تجربه هم به جا بذاره !

 

مناجات

چون روز رستاخيز رسد،در پل صراط و ترازوگاه،نامه اي از سوي حق رسد كه اي بنده من تو را رايگان بيافريدم، صورت زيبا بنگاشتم، قدو بالات بر كشيدم، كودك بودي و منت راه نمودم از ميان خون شير بهر تو بيرون آوردم،پدر و مادر بهر تو مهربان كردم،ايشان را به پرورش تو وا داشتم،و از باد وآب و آتش نگاه داشتم، از كودكي به جواني و از جواني به پيري رسانيدم، تو را به فهم و فرهنگ بياراستم و به دانش و هنر بپيراستم، اي بنده من ، من كه با تو اين همه نيكوييها كردم ،تو براي ما چه كردي ؟؟؟؟
چه گناه ها كه نكردي ؟؟چه نيكيها كه به جاي نياوردي؟؟آيا هرگز در راه ما پولي به نيازمندي دادي؟ سگي تشنه از بهر ما آب دادي؟؟
بنده من كردي آنچه نبايد مي كردي، و مرا شرم آيد كه با تو آن كنم كه سزاي آني من با تو آن كنم كه خود شايسته آنم ، رو كه تو را آمرزيدم تا بداني كه من منم و تو تويي
اي عبد بدان كه گدايي كه نزد پادشاهي رود به او نگويند چه آوردي؟؟؟؟به او گويند چه خواهي؟؟؟
خدا چگونه ننوازد كه اكرم اكرمين است و چگونه نيامرزد كه ارحم الراحمين است؟؟

از : مناجات نامه خوجه عبد ا... انصاري

 

دوستت دارم ....

 

دوستت دارم .... دوستت دارم ....
من بحث و جدل با عشق تو نمی کنم .... که او روز و نهار من است

و من با آفتاب روز بحث نمی کنم
......
با عشق تو بحث و جدل نمی کنم
که او خود مقرر می کند چه روزی خواهد آمد .....
.......
چه روزی رخت خواهد بست
......
و او خود زمان گفتگو را ، و شکل گفتگو را تعیین می کند
چگونه می خواهی چیزی را تفسیر کنم که به تفسیر در نمی آید؟
چگونه می خواهی مساحت اندوهم را اندازه بگیرم؟
......
حال آنکه اندوه من .... چون کودک .... هر روز زیباتر و بزرگتر می شود
بگذار.... تو را به زبان سکوت بگویم
وقتی که رنجهای من در تنگنای عبارت نمی گنجد.....
....
بگذار تو را میان خویشتن و خویش بگویم .... میان مژگان و چشم
بگذار .... اگر تو را به روشنای ماه اعتمادی نیست ، تورا به رمز بگویم
« نزار قبانی »

 

مروارید

صدفی به صدف دیگر گفت: درد عظیمی در درونم دارم . سنگین وگرد است و آزارم میدهد

صدف دیگر با غرور و نخوت گفت: آسمان ودریا را شکر که من دردی ندارم . من از درون و چه از بیرون سالم ام

در همان لحظه خرچنگی که از کنارشان می گذشت گفتگوی آن دو صدف را شنید و به آن صدفی که از درون و بیرونسالم بود گفت: بله سالم و سرحالی اما حاصل درد رفیقت مرواریدی زیباست

منبع آزاد

شهادت می دهم که عشق خود خداست !
شهادت می دهم که خدا چیزی جز عشق نیست !
شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است !
شهادت می دهم که دارم شهید می شوم !
سلام بر دلم که دارد پرپر می زند !!
سلام بر همه آنها که عشق را رحمت خدا می دانند !
سلام بر گیسوان تو که بافه دستان خداست !
...

منابع آزمون کارشناسی ارشد و دکتری کتابداری و اطلاع رسانی

منابع آزمون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

كتابخانه و كتابداري

- تاريخ و فلسفه کتابداري/ نوشته ا. ک. موکهرجي؛ مترجم اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، موسسه چاپ و انتشارات، ‎۱۳۷۵.

 - تاريخ اصول کتابداري/ نوشته تامپسون، جيمزThompson؛ترجمه محمود حقيقي.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي، ‎۱۳۶۶.

- شناختي از دانش‌شناسي (علوم کتابداري و دانش‌رساني)/ نوشته هوشنگ ابرامي؛.- تهران: نشر  كتابداري،

ادامه نوشته

عشق

پیش از آنکه عشق را بیابیم عباراتی را برای خودمان معنا کنیم .اول عشق چیست بعد نیاز چیست و آخر فرق میان اینها .

عشق به معنای قدرت است و نیاز یعنی ضعف .عاشق بودن یعنی رها شدن و نیاز به معنی اسارت .پس اگر عاشقم اسیر نمی توانم باشم ، چرا که اسارت به معنای وابستگی است . حال آنکه اگر عاشق باشم عشق خود را رها می گذارم که اگر حقیقی بود بسویم باز می گردد اگر نه خودم را آزاد می بینم