نکته اخلاقی :داستان سنگ و سنگ تراش
روزی، سنگتراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميكرد، از نزديكي خانه بازرگاني رد ميشد...
روزی، سنگتراشي كه از كار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميكرد، از نزديكي خانه بازرگاني رد ميشد...
در زمانهای قدیم پسرك فقيري در شهري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد...
سپاس خداوندی را که لطف بیکرانش "ناگفته ما را شنود" و شربت شیرین هستی را در خاکسار وجودمان تزریق کرد و با ندای "و نفخت فیه من روحی" آدمی را در ابدیت جاودانه ساخت و زنگار مرگ را برای همیشه از چهر ه اش زدود و او بود که با مصدر لطف بیکرانش مسیر حرکت کتابداران را در این "ناکجا آباد" خلقت٬ کوچه باغ گلستان دانش نمود تا مدام گوش جانشان سرشار از نشید ها ی جاودانه و آهنگ های خوش و مسرت بخش هزاردستان زندگی که منشاء ذوالجلالی دارند ٬ باشد و مجالی بهتر از سایرین به آنها داد تا اسفنج فکرتشان را به اندازه همتشان از بحر بیکران دانایی سیراب گردانند .
همکاران گرامی و فرزانه سلام علیکم
سلام و خسته نباشید
به اطلاع می رساند بعد از پیگیری مکرر در خصوص برگزا
ری دوره آموزشی