اصطلاحنامه
مقدمه
اصطلاحنامه در دورانی پدیدار شد که تقسیم کار در جوامع ضرورت یافته بود قدیمی ترین اصطلاحات در زمینه کشاورزی و ماهیگیری ست که در داستان ها، اشعار و متون قدیمی دیده می شود. وجود اصطلاحات خاص در یک زبان از زمانی پدیدار شد که مهارت های خاص در علوم و فنون پدید آمد.
پيترمارك روژه (1779- 1819) فيزيكدان انگليسي در سال 1852 واژهنامهاي تهيه كرد و در آن واژه های انگلیسی را به مجموعه ها و زیر مجموعه هایی تقسیم کرد و مترادفها ، متضادها و نیز روابط بین واژه ها را مشخص ساخت او نام این اثر را اصطلاحنامه كلمات و عبارتهاي انگليسي يا Thesaurusگذاشت. تزاروس به زبان یونانی معنای گنجینه یا مخزنی از دانش را می دهد. وي در اين واژهنامه مترادفها و معادلهاي گفتار شفاهي لغات انگليسي را به طور جامع طبقهبندي نموده بود.
آنچه را كه روژه «اصطلاحنامه» ناميد واقعاً يك اصطلاحنامه به مفهوم امروزي آن نبود. و از طرف ديگر صرفاً يك واژهنامه الفبايي نيز نبود، بلكه واژهنامهاي نظاميافته بود كه براساس آن مترادفها طبقهبندي شده بود.
هدف روژه از پدید آوردن این واژگان، ذخیره و نمایه سازی مدارک نبود، بلکه کمک به افرادی بود که قصد یافتن اصطلاحات دقیق برای بیان افکار و عقاید خود را داشتند.
پیدایی اصطلاحنامه به مفهوم امروزی به سال 1959 بر می گردد که مرکز اطلاع رسانی مهندسی دوپونت اصطلاحنامه ای منتشر کرد.
از اصطلاحنامههاي زبان فارسي ميتوان «اصطلاحنامه توسعه فرهنگي آسيا» را نام برد كه در سال 1357 منتشر شد. اصطلاحنامههايي كه در سالهاي اخير به زبان فارسي منتشر شدهاند يكي «اصطلاحنامه فرهنگي فارسي (اصفا)» است كه در سال 1374 منتشر شده است و ديگري «نظام مبادله اطلاعات (نما)».
درك طبيعت اطلاعات، سازماندهي و بازيابي آن و چگونگي استفاده افراد از آن مقولاتي است كه فكر عالمان اطلاعرساني را به خود مشغول كرده است. در اين ميان متخصصين ردهبندي بيشتر به فكر سازماندهي اطلاعات هستند و عدهاي از كتابداران در حوزه اشاعه اطلاعات كوشش ميكنند.در اين جا با ابزاري آشنا ميشويد كه هم در حوزه سازماندهي و هم در حوزه اشاعه اطلاعات كاربرد دارد و متخصصين ردهبندي را با فنون بيشتر براي سازماندهي اطلاعات و اشاعهگران اطلاعات را با اشاعه اطلاعات آشنا ميكند.
اصطلاحنامه مجموعهاي از واژگان كنترل شده و منظم است. واژگان كنترل شده زيرمجموعهاي از زبان اصلي است مشتمل بر اصطلاحات خاص. اما همانگونه كه در تعريف بيان شد اين واژگان كنترل شده هستند. كنترل واژگان با ايجاد روابط مختلف بين آنها انجام ميگيرد كه درباره آن توضيح داده خواهد شد.
هدف اصطلاحنامه ايجاد يكدستي در نمايهسازي اسناد و سهولت در كاوش اطلاعات ميباشد. منظور از يكدستي ايجاد معيارهايي براي انتخاب واحد از بين چند انتخاب است.
وظيفه اصطلاحنامه تهيه نقاط دسترسي مؤثري است كه از طريق آن نقاط موضوع موردنظر بازيابي ميشود. بين هدف و وظيفه اصطلاحنامه رابطه نزديكي وجود دارد؛ اصطلاحنامه زماني ميتواند به هدف خود برسد كه وظيفه خود را به نحو مؤثر انجام دهد. در غير اين صورت وجود «نقاط مؤثر دسترسي» مفهومي نخواهد داشت.
اصطلاحنامه وسيلهاي اساسي است براي نمايهساز كه در هنگام نمايهسازي در دسترس اوست. نمايهساز براي انتخاب واژههاي كليدي مداركي كه نمايهسازي ميكند بايد اصولي را رعايت كند كه اين اصول فقط با وجود ابزار كار يعني اصطلاحنامه رعايت ميشود. آيا جستجوگر قادر نخواهد بود موضوع جستجو را با تركيب اصطلاحاتي كه نمايهساز انتخاب كرده است، پيدا كند؟ آيا اصطلاح انتخاب شده داراي جامعيت و مانعيت كافي است؟ آيا اصطلاح انتخاب شده تأكيد كننده موضوع مدرك ميباشد؟ رعايت اين اصول و ساير اصول نمايهسازي منوط به وجود ابزاري مناسب ميباشد كه همان اصطلاحنامه است.
همچنين اصطلاحنامه يك ابزار اساسي است براي بازيابي اطلاعات. كاوشگر براي رسيدن به موضوع مورد كاوش خود نيز بايد قواعدي را به كار ببرد. جستجوي نظاميافته مسلماً دسترسي سريع و صحيحي را به مدارك موردنياز به وجود خواهد آورد. اصطلاحنامه به كاوشگر كمك ميكند تا بتواند صحيحترين اصطلاح را براي بازيابي مدارك موردنياز خود به كار ببرد تا گرفتار جامعيت و مانعيت ناخواسته نشود.
آشنايي با اصطلاحات
توصيفگر : اصطلاح ارائه دهنده مفاهيم
اصطلاح برگزيده : اصطلاح انتخاب شده براي بيان موضوع
اصطلاح نابرگزيده : اصطلاح انتخاب نشده
يادداشت دامنه : تعريف، توضيح و يا توصيف اصطلاح
اصطلاح اعم : اصطلاح عامتر
اصطلاح اخص : اصطلاح خاصتر
اصطلاح وابسته : اصطلاحي كه به اصطلاح برگزيده به نوعي ارتباط دارد
اصطلاح به كار ببريد : ارجاع از اصطلاح نابرگزيده به برگزيده
اصطلاح به كار ببريد به جاي : ارجاع به اصطلاح نابرگزيده كه با اصطلاح برگزيده مترادف است. (براي اطلاع از اصطلاح نابرگزيده)
توصيفگرها : توصيفگرها اصطلاحاتي هستند كه در اصطلاحنامه وجود دارند و مفاهيم را ارائه ميدهند. توصيفگرها چه برگزيده باشند و چه نابرگزيده در رديف الفبائي خود قرار ميگيرند.
دلایل نشانه گذاری در اصطلاحنامه
در اصطلاحنامه ها نشانه های خاصی وجود دارد که همراه هر اصطلاح است. این نشانه عدد یا حرف و یا ترکیبی از هر دوست که استفاده از این نشانه ها در نظام های رایانه ای برای سهولت در جستجوست و مهمترین وظیفه این نشانه ها ارتباط بخش الفبایی به بخش الفبایی به بخش رده ای ست.
دلایل وجود نشانه ها به اختصار از این قرارند:
1. برای بیان کوتاه تر زبان.
2. سهولت در نحوه تحقیق و جستجو
3. کنترل اصطلاحات و روابط آنها برای استفاده در روش های رایانه ای
4. امکان تجزیه تحلیل ریاضی
5.
رایج ترین علائم در اصطلاحنامه های انگلیسی زبان عبارتند از:
BT: اصطلاح اعم
NT: اصطلاح اخص
RT : اصطلاح وابسته
USE : به کار برید( اصطلاح غیر مرجح به اصطلاح مرجح یا توصیفگر)
UF : به کار برید به جای (ارجاع متقابل "به کار برید" نشان دهنده واژه های غیر مرجحی که به وسیله این واژه ها توصیف می شوند)
SN : یاداشت دامنه
يادداشت دامنه
معمولترين نوع راهنمايي براي به كار بردن اصطلاحات در اصطلاحنامهها يادداشت دامنه است. اطلاعاتي كه در يادداشت دامنه ارائه ميشود بايد هم براي نمايهسازان و هم براي كاوشگران مفيد باشد. يادداشت دامنه چند وظيفه مهم را به عهده دارد.
1. شرح دامنه يك اصطلاح: يادداشت دامنه حوزه و وسعت كاربرد اصطلاح موردنظر را بايد بيان نمايد. اين تحديد ممكن است در دامنه اصطلاح باشد و يا خارج از دامنه اصطلاح. براي مثال:
احزاب
ي.د. فقط احزاب سياسي
كه از نوع اول است و محدوديت استفاده از توصيفگر را با محدود كردن دامنه اصطلاح بيان نموده است.
بازيابي اطلاعات
ي.د. روشهاي دستي را شامل نميشود.
كه از نوع دوم است و محدوديت استفاده از توصيفگر «بازيابي اطلاعات» را با اشاره به مفهومي كه از دامنه موضوع خارج است، بيان نموده است.
2.
نوزادان
ي.د. كودكان تا سن 4 هفته.
3. ارائه تعريف. يادداشت دامنه ممكن است براي بيان مفهوم دربرگيرنده يك اصطلاح، آنرا تعريف كند. به عبارت ديگر يك اصطلاح در اصطلاحنامه بايد به يك مفهوم مفرد اشاره داشته باشد. براي مثال:
اطلاعرساني
ي.د. جمعآوري، سازماندهي، بازيابي و اشاعه اطلاعات
اما يادداشت دامنه زير كه دربرگيرنده تعريف اصطلاح «فهرستنويسي» است صحيح نيست زيرا دو معناي متفاوت از «فهرستنويسي» ارائه داده است.
فهرستنويسي
ي.د. توصيف مشخصات فيزيكي و تحليل محتواي كتاب؛ بيان مشخصات كتاب در قالب كلمات كليدي.
هدف يادداشت دامنه از تعريف يك اصطلاح آگاهيبخشي است. بنابراين ارائه يك تعريف ساده با تكرار خود اصطلاح براي مدخل نامفهوم مفيد نخواهد بود.
4. يادداشت دامنه ممكن است دستورالعملهاي اضافي به نمايهسازان بدهد و ساير انواع اصطلاحاتي را كه ميتوانند تخصيص دهند، يادآوري كند. براي مثال:
آمادهسازي
ي.د. در صورت امكان براي آمادهسازي مواد و منابع خاص اصطلاحات ديگري را به كار ببريد اين يادداشت دامنه به نمايهساز پيشنهاد ميدهد كه در صورتي كه ماده خاصي را آمادهسازي ميكند، اصطلاح خاص آن نوع آمادهسازي را به كار ببرد. براي مثال؛ «مونتاژ».
از آنجا كه يادداشت دامنه وظيفه مهم آگاهيبخشي به نمايهساز و يا كاوشگر را دارد بايد به خوبي شكل داده شود. عاري از غلطهاي املايي باشد، دستور زبان و خط كاملاً در آن رعايت شود و حتيالامكان از عبارتهاي اسمي استفاده گردد. براي مثال:
نمايهسازي
اين يادداشت دامنه از عبارت فعلي استفاده كرده است كه بهتر است از عبارت اسمي استفاده گردد و در نتيجه يادداشت دامنه به صورت زير تغيير ميكند.
نمايهسازي
ي.د. تخصيص اصطلاحات زبان طبيعي به اسناد
ادامه بررسي ساختار اصطلاحنامه را ضمن بيان روابط در اصطلاحنامه دنبال ميكنيم.
روابط در اصطلاحنامه
اصطلاحنامه با وجود روابط معين بين اصطلاحات است كه معنا پيدا ميكند و ميتواند به هدف خود برسد و وظايف خود را انجام دهد. در واقع مهمترين مبحث در اصطلاحنامهها مشخص بودن روابط دقيق و تعريف شده بين اصطلاحات است. بايد تمام روابط منطقي و مرتبط با اصطلاح را در اصطلاحنامه به كار برد. اصطلاح ممكن است فقط داراي يك ارجاع باشد. براي مثال:
تعليم و تربيت
بك آموزش و پرورش
و يا ممكن است بيشتر از يك ارجاع داشته باشد. براي مثال:
پزشكي
بج طب
ا.ع. علوم عملي
ا.خ. پزشكي كودكان
ا.و. روانشناسي
روابط در اصطلاحنامه به سه دسته تقسيم ميشوند:
1. روابط همارز
2. روابط سلسله مراتبي
3. روابط مصداقي
هر كدام از اين سه رابطه به نوبه خود به روابط فرعي تقسيم ميشود.
1.
روابطي هستند كه بين اصطلاحات مترادف و يا شبهمترادف برقرار ميشود. اين روابط همچنين بين اصطلاحاتي كه همارز تعريف شدهاند برقرار است. نشانه رسمي بين دو اصطلاح همارز «بك» و «بج» است. براي مثال:
تعليم و تربيت
بك آموزش و پرورش
آموزش و پرورش
بج تعليم و تربيت
جدول شماره 1. اختصارات فارسي و معادل لاتين آن را نشان داده است.
|
فارسي |
لاتين |
اصطلاح فارسي |
اصطلاح لاتين |
|
ي.د. |
S.N. |
يادداشت دامنه |
Scope Note |
|
بك |
Use |
به كار ببريد |
Use |
|
بج |
U.F. |
به كار ببريد به جاي |
Use For |
|
ا.ع. |
B.T. |
اصطلاح اعم |
Browder term |
|
ا.خ. |
N.T. |
اصطلاح اخص |
Narower term |
|
ا.و. |
R.T. |
اصطلاح وابسته |
related term |
جدول شماره 1. اختصارات فارسي و معادل لاتين آنها
وقتي بين اصطلاح نابرگزيده و اصطلاح برگزيده از طريق «بك» رابطه برقرار ميشود لازم است كه بين همان اصطلاح برگزيده و نابرگزيده از طريق «بج» نيز رابطه برقرار گردد و بتوان به هر دو اصطلاح در رديف الفبايي خود دسترسي داشت.
اصطلاحات مترادف اصطلاحاتي هستند كه در قالب املايي متفاوت، معناي يكساني را ارائه ميدهند، مانند پزشك و طبيب؛ ردهبندي و طبقهبندي. اصطلاحات مترادف هرچند از نظر املايي با يكديگر متفاوتند اما به يك مفهوم اشاره ميكنند كه از ميان آنها يكي به عنوان اصطلاح برگزيده انتخاب ميشود.
اصطلاح مترادف در قالبهاي متفاوتي قرار ميگيرد. از جمله:
- يك كلمه كه چند املاء دارد. مانند: تهران و طهران.
- دو كلمه كه با املاي متفاوت داراي معني يكسان هستند. اينگونه مترادفها ممكن است مشتق از يك زبان طبيعي باشند مانند پژواك صوت و بازتاب صورت و يا ممكن است مشتق از دو زبان طبيعي باشند مانند نمابر و فاكس، هواپيما و طياره
- نامهاي عام و نامهاي علمي مانند نمك و هيدرات سديم
اصطلاحات شبهمترادف14 به چند دسته تقسيم ميشود.
1. اصطلاحاتي كه همپوشاني معنايي دارند مانند تيزهوش و زيرك.
2. اصطلاحاتي كه يكي ديگري را دربرميگيرد مانند فلز و استيل.
3. اصطلاحاتي كه هرچند داراي معناي متضاد هستند اما به عنوان دو اصطلاح همارز محسوب ميشوند. زيرا مفهوم موجود در يكي همارز با پرسشها براي ديگري است. مانند خوردگي و ضدخوردگي.
4. اصطلاح اسمي و فعلي. مانند فهرستنويسي و فهرستنويسي كردن.
انتخاب يك اصطلاح برگزيده از بين دو يا چند مترادف بستگي به نوع، هدف، وظيفه و كاربرد اصطلاحنامه دارد. آيا اصطلاحنامه علمي است يا عمومي؟ آيا اصطلاحنامه حوزه خاصي از يك رشته علمي را دربر ميگيرد و يا نسبت به آن رشته علمي عام است؟ براي مثال: اصطلاحنامه پزشكي و يا حوزه خاصي از پزشكي مثلاً
دندانپزشكي.
1. كاربرد. مثال: ردهبندي بجاي ردهبندي كردن
2. وسعت. مثال: پلاستيكها بجاي پولياتيلن
3. عدم ابهام. مثال: هواپيماي ملي ايران بجاي هما (هما ممكن است براي مفاهيم ديگري به كار رود)
4. نزديكي. مثال: ايستگاه راهآهن بجاي ايستگاه قطار
5. اجمال (به كاربردن يك كلمه بجاي دو يا چند كلمه). مثال: يونسكو بجاي «سازمان علمي- فرهنگي ملل متحد»
6. جمع اصطلاحات قابل شمارش. مثال: كتابها بجاي كتاب
7. وحدت داخلي. يكدستي و پيوستگي در انتخاب و كاربرد قواعد در اصطلاحنامه. براي مثال در جمع كلمات
8. وحدت خارجي. هماهنگي با ساير اصطلاحنامهها
گفتيم كه رابطه بين اصطلاح برگزيده و نابرگزيده يك رابطه دوسويه است. يعني زماني كه اصطلاح برگزيده را با اختصار «بج» بجاي يك اصطلاح نابرگزيده به كار ميبريم. از طرف ديگر اصطلاح نابرگزيده را نيز با اختصار «بك» به اصطلاح برگزيده مرتبط ميكنيم. اين رابطه دوسويه را از اين جهت در اصطلاحنامه به كار ميبريم تا به كاربر كمك كنيم تا اصطلاح برگزيده مناسب را پيدا كند و از طرف ديگر دامنه اصطلاح برگزيده را تشخيص دهد.
روابطي است كه بين دو اصطلاح برقرار ميگردد تا عامتر يا خاصتر بودن آن دو اصطلاح را نسبت به يكديگر مشخص كند. به كاربردن رابطه سلسله مراتبي از اين جهت اهميت دارد كه چنانچه در يك موضوع اصطلاحات متعددي داشته باشيم و تمام آن اصطلاحات را با يك اصطلاح برگزيده بيان كنيم، آن اصطلاح برگزيده دربرگيرنده فهرست بزرگي از آن موضوع خواهد بود و چنين اصطلاح برگزيدهاي براي كاوش مناسب و مفيد نيست. بنابراين براي بيان موضوعات تحت پوشش موضوع اصلي بايد از اصطلاحات خاصتري سود برد. در اين حالت از ارجاع سلسله مراتبي عام و خاص استفاده ميكنيم. براي مثال پرندگان زيرمجموعه بزرگي را دربر دارد و
نكتهاي كه در به كار بردن اصطلاح اخص مهم است اين است كه اصطلاح اخص بايد حالت خاصي از اصطلاح اعم باشد و قادر باشد خصوصيات اصطلاح اعم را به ارث ببرد. براي مثال درست نيست كه «اتوبوسها» را مانند يك اصطلاح اخص تحت اصطلاح «وسايل نقليه ديزلي» آورد؛ هرچند بعضي از اتوبوسها ديزلي هستند.
براي نشان دادن رابطه اعم و اخص بين اصطلاحات از اختصارات «ا.ع» به معناي «اصطلاح عامتر» و «ا.خ» به معناي «اصطلاح اخصتر» استفاده ميكنيم. براي مثال:
پرندگان
ا.خ. عقاب
پرستو
قناري
و
عقاب
ا.ع. پرندگان
قناري
ا.ع. پرندگان
كه هركدام در رديف الفبايي خود قرار ميگيرد.
ارتباط بين «ا.ع.» و «ا.خ.» يك رابطه معكوس است. به عبارت ديگر اگر «الف» اصطلاح اعم «ب» باشد، پس «ب» اصطلاح اخص «الف» است. يعني
الف
ا.خ. ب
و
ب
ا.ع.الف
براي مثال:
نوشتافزار
ا.خ. مدادها
و در اينجا كاوشگر انتظار دارد كه مدخل زير را نيز در اصطلاحنامه بيابد:
مدادها
ا.ع. نوشتافزار
سه نوع رابطه سلسله مراتبي وجود دارد كه عبارت است از:
1. رابطه و جنس و نوع
2. رابطه كل و جزء
3. رابطه مصداقي (موردي)
1. رابطه جنس و نوع
اين رابطه ميان يك جنس و انواع آن به كار برده ميشود. براي مثال:
گربهسانان
ا.خ. ببرها
اصطلاح «الف» در صورتي نسبت به اصطلاح «ب» عامتر است (و برعكس) در صورتي كه تمام عناصر مشتمل در «ب» در «الف» موجود باشد. به عبارت ديگر «ب» زيرمجموعه الف است. (شكل 1)

در بعضي از اصطلاحنامهها رابطه سلسله مراتبي جنس و نوع را با علائم اختصاري «ا.ع.ج.» و «ا.خ.ج.» نشان ميدهند. براي مثال:
خزندگان
ا.خ.ج. مارها
و
مارها
ا.ع.ج. خزندگان
براي تشخيص اين مطلب كه آيا رابطه سلسله مراتبي بين دو اصطلاح از نوع «جنس و نوع» است يا نه ميتوان سئوال «آيا ... است؟» را به صورت زير آزمايش نمود:
آيا .... نوعي از .... است؟ براي مثال:
آيا فيل نوعي از حيوانات عظيمالجثه است؟ چنانچه جواب مثبت است رابطه سلسله مراتبي بين «فيل» و «حيوانات عظيمالجثه» رابطه جنس و نوع ميباشد.
در اين رابطه جزء قسمتي از كل است. اصطلاح «الف» نسبت به اصطلاح «ب» كل است (و برعكس) در صورتي كه عناصر مشتمل در «ب» جزئي از «الف» باشد. براي مثال: «چشم» جزئي از «سر» است.
در اين نوع رابطه نيز اصطلاح جزء بايد در زيرمجموعه اصطلاح كل قرار گيرد (شكل 1). بنابراين اصطلاح
«جنگلها» اصطلاح كلي «درختها» نيست. زيرا هر درختي جزئي از جنگل نيست. براي تشخيص اين مطلب كه آيا رابطه سلسله مراتبي بين دو اصطلاح رابطه كل و جزء است يا نه از پرسش آيا ... بخشي از .... است؟ استفاده ميكنيم. براي مثال:
آيا بيني بخشي از سر است؟
آيا انگشت بخشي از دست است؟
ايران
ا.ع. خاورميانه
و
خاورميانه
ا.خ. ايران
اما از طرف ديگر ايران اصطلاح عامتر درياي كاسپين نيست. زيرا تنها بخشي از درياي كاسپين جزء ايران است.
در اين رابطه اصطلاح خاص مصداقي و موردي از عام است. براي مثال:
كوهها
ا.خ. كوه الوند
در يك رابطه مصداقي كل تنها داراي جز است و نه بيشتر.
براي تشخيص اين مطلب كه آيا رابطه سلسله مراتبي دو اصطلاح از نوع مصداقي است يا نه از پرسش آيا .... مصداقي از ... است؟ استفاده ميكنيم. براي مثال:
آيا خيابان وليعصر مصداقي از خيابانها است؟ چنانچه جواب به اين سئوال مثبت باشد رابطه سلسله مراتبي از نوع مصداقي است.
يك اصطلاح ممكن است داراي چندين اصطلاح اعم باشد و اين بدان معناست كه يك اصطلاحنامه ممكن است چند سلسله مراتبي باشد. براي مثال:
روانشناسي اجتماعي
ا.ع. روانشناسي
جامعه شناسي
كبوترها
ا.ع. پرندگان
جانوران
دو اصطلاح عام نسبت به يكديگر در دو سطح قرار دارند.تعيين يك سطحي بودن و يا چند سطحي بودن سلسله مراتبها بستگي به خطمشي تهيهكنندگان اصطلاحنامه دارد.
در يك اصطلاحنامه ممكن است اصطلاحي وجود داشته باشد كه اصطلاح عام نداشته باشد. چنين اصطلاحي ارجاع «ا.ع.» ندارد. براي مثال اصطلاح «ورزش» در يك اصطلاحنامه ورزشي. به چنين اصطلاحي«اصطلاح راس» گفته ميشود.
روابط وابسته
اين رابطه اصطلاحاتي را دربر ميگيرد كه همپوشاني معنايي دارند. اين اصطلاحات هيچ گونه رابطه سلسله مراتبي و موردي با يكديگر ندارند، اما از نظر مفهومي وابسته به يكديگرند. به اين معنا كه وقتي يكي از آن دو اصطلاح بيان ميشود، ديگري نيز به ياد آورده ميشود. براي مثال: زماني كه از «پرندگان» صحبت ميشود اصطلاح «پرواز» نيز به ذهن خطور ميكند. و هر چند اصطلاح «پرواز» و «پرندگان» هيچ گونه رابطه سلسله مراتبي و مصداقي با يكديگر ندارند اما وابسته هستند. يعني:
پرندگان
ا.و. پرواز
رابطه دو اصطلاح وابسته رابطهاي است دو جانبه. يعني اگر «الف» اصطلاح وابسته «ب» باشد، «ب» نيز
اصطلاح وابسته «الف» است. براي مثال:
خوشنويسي
ا.و. مدادها
و
مدادها
ا.و. خوشنويسي
براي نشان دادن وابستگي بين دو اصطلاح از اختصار «ا.و.» يعني اصطلاح وابسته استفاده ميكنند.
چنانچه پاسخ به سئوال بالا مثبت بود رابطه وابستگي بين دو اصطلاح «الف» و «ب» وجود دارد. و چنانچه جواب منفي بود رابطه وابستگي بين دو اصطلاح «الف» و «ب» وجود ندارد.
مقولههاي معنايي متعددي تحت پوشش وابستگي قرار ميگيرند. بعضي از اين مقولهها عبارتند از:
1. زمان. مثال: مطالعه در اوقات فراغت
ا.و. اوقات فراغت
2. مكان. مثال: زبانهاي خارجي
ا.و. آزمايشگاههاي زبان
3. محصول. مثال: كشتيسازي
ا.و. كشتيها
4. علت. مثال: جنگ خليج فارس
ا.و. نفت
5. عامل. مثال: مربيگري
ا.و. مربي
6. وسيله. مثال: نقاشي
ا.و. قلمموها
7. كاربرد. مثال: رايانه
ا.و. واژهپردازي
8. مكمل. مثال: والدين
دستورزبان و خط اصطلاحنامه
به دليل اينكه هدف و منظور اين مقوله آشنايي با ساختار اصطلاحنامه است و نه اصول توليد اصطلاحنامه لذا در اين بخش از تفصيل كلام احتراز كرده و به قدر نياز بحث ميشود.
از نظر دستور زبان و دستور خط، اصطلاحات بايد از ويژگيهاي خاصي برخوردار باشد. اين ويژگيها از قواعد مدون شده هر زبان مشتق ميشود. بيان كامل اين قواعد خارج از بحث اين مقاله است اما بعضي از اين اصول كه به طريق اولي آگاهي از آنها ضرورت دارد، بيان ميشود.
تا آنجا كه ممكن است توصيفگر بايد اسم و يا عبارت اسمي باشد و از به كار برده شدن فعل و عبارت فعلي و صفت خودداري شده باشد. براي مثال «كشتيسازي» و نه «كشتي ساختن» يا «ريسندگي» و نه «ريسيدن»
توصيفگرهاي قابل شمارش به صورت جمع به كار برده شده باشد. مثل: كتابها؛ عقابها.
اسم جمع را به صورت جمع به كار نبرده باشد. مثل: انسان؛ گله و نه انسانها و گلهها
فرآيندها، خواص و شرايط به صورت مفرد باشد. مثل: جلوگيري از حادثه، وزن، قدرت.
توصيفگرها به صورت مقلوب به كار برده نشده باشد. براي مثال: «مديريت دانشكده» و نه «دانشكده، مديريت»
براي بيان مفاهيم كه با يك واژه قابل بيان نيست چگونه عمل شده است؟ مثلاً مفاهيم «موتورهاي ديزلي»، «مديريت كتابخانه»، «شترمرغ» اصطلاحات مركبي هستند كه براي بيان موضوعها به كار برده ميشود. اصطلاح «مديريت كتابخانه» را به همين صورت مركب وارد اصطلاحنامه كنيم؟ و يا اينكه آن را به عوامل تشكيلدهنده آن يعني «مديريت» و «كتابخانه» تجزيه كنيم؟
از نظر دستور زبان فارسي از آنجا كه كلمات مركب مفاهيم جديدي را مستقل از عوامل بسيط خود ايجاد ميكنند بايد به صورت تركيبي به كار برده شوند. مثلاً تركيب اضافه «مديريت كتابخانه» از دو اصطلاح «مديريت» و «كتابخانه» تشكيل شده است كه هيچ كدام به تنهايي مفهوم «مديريت كتابخانه» را دربر ندارد. اما به كار بردن اين اصطلاح مركب به صورت دو كلمه بسيط از نظر قواعد اصطلاحنامهاي بستگي به خطمشي اوليهاي دارد كه تدوينكنندگان اصطلاحنامه مشخص ميكنند.
در صورتي كه علامت جمع «ها» صورت مفرد كلمه را گنگ ميكند بهتر است جدا نوشته شود. كلمه مركبي كه در حالت تركيب با يك پسوند ساخته شده است و اتصال آن دو صورت ظاهر كلمه را نامانوس ميكند بايد جدا نوشته شده باشد. براي مثال: «زيستشناسي» كه بهتر است به صورت «زيستشناسي» نوشته شود. پيشوند به كلمات مركب نميچسبد.
نمايش اصطلاحات در اصطلاحنامه از نظر تركيب و از نظر شكل حائز اهميت ميباشد. اصطلاحنامه در هنگام نمايش بايد تمام روابط بين اصطلاحات را نمايان سازد. اين روابط ممكن است فقط يك رابطه باشد. مانند:
تعليم و تربيت
بك آموزش و پرورش
و يا ممكن است چندين رابطه باشد. مانند:
اطلاعرساني
ا.ج. جمعاوري اطلاعات
سازماندهي
اشاعه اطلاعات
ا.و. توسعه
پژوهش
در بعضي از اصطلاحنامهها براي نشان دادن ارجاعات يك توصيفگر از نقطه استفاده ميكنند. براي مثال:
.. جانداران
. گياهان
گلها
. گل سرخ
. گل ناز
معمولاً در نمايش اصطلاحات ارجاعات به اندازه چند فاصله به داخل برده ميشوند.
براي مثال:
خوردگي
ا .ع. شيمي
ا.خ. خوردگي در آب دريا
ا.و. جلوگيري از خوردگي
از نظر ترتيبي اصطلاحات به سه طريق در اصطلاحنامه قرار ميگيرند. بعضي از اصطلاحنامهها ممكن است فقط يكي از اين سه حالت را داشته باشد و بعضي ديگر ممكن است هر سه روش را اعمال كند. اين سه روش عبارت است از:
1. الفبايي 2. نظام يافته 3. ترسيمي
1. الفبايي:
در اين روش اصطلاحات مدخل به صورت الفبايي قرار ميگيرد و ارجاعات در زير آنها نمايش داده ميشود. هر ارجاعي نيز به نوبه خود در رديف الفبايي قرار ميگيرد.
2. نظاميافته:
3. نمايش ترسيمي:
اين نوع نمايش معمولاً همراه با يكي از دو روش بالا ميآيد و حالت مكمل را دارد. در اين روش توصيفگر و ارجاعات مرتبط با آن از طريق نشانهروها مشخص شدهاند.
واژه شناس نبودن طراحان سیستم، سواد اطلاعاتی پایین کاربران، ابهام تهیه کنندگان اصطلاحنامه در باره نحوه بهره گیری مراجعان از نظام و دشواری تجسم ابعاد بازیابی، دانش موضوعی محدود تهیه کنندگان اصطلاحنامه های تخصصی ، و عدم اشراف عمیق آنان به استانداردهای جهانی تهیه اصطلاحنامه ، ناهماهنگی و گاهی متضاد بودن نظرات متخصصان موضوعی و... مشکلاتی هستند که همه طراحان اصطلاحنامه ها به نوعی با آنها مواجهند. اما برخورد مناسب با این مشکلات می تواند از اثر منفی آنها کاسته یا آنها را از میان بردارد. انجام بعضی کارها و پرهیز از بعضی دیگر می تواند رافع بسیاری از این مشکلات باشد.
اصطلاحنامه پاياني ندارد. اكتشافات و اختراعات جديد، تفاسير جديد و دوباره آنچه قبلاً شناخته شده، همپوشاني علوم همه و همه بيانگر اين است كه اصطلاحات جديد متولد ميشوند و اين اصطلاحات بايد به اصطلاحنامه اضافه شوند، اصطلاحات موجود تغيير يابند و توضيح داده شوند و حتي حذف شوند. با توجه به اين موضوع اصطلاحنامهاي كه به طور دورهاي مورد ويرايش قرار نگيرد يك اصطلاحنامه مرده است.
اصطلاحات در حالات زير مورد حك و اصلاح قرار ميگيرند.
- تعريف معني اصطلاح و دامنه آن
- اضافه شدن يادداشت توضيحي
- تبديل شدن به يك اصطلاح برگزيده
- نياز به حذف
- تغيير املاي اصطلاح
- هماهنگي با ويرايش قبلي
براي مديريت و نگهداري اصطلاحنامه شخص يا اشخاصي بايد مسئول باشند. اصطلاحنامه بعد از ايجاد نياز به مديريت دارد. مدير اصطلاحنامه داراي وظايفي به شرح زير ميباشد:
1. دوره ويرايش اصطلاحنامه را مشخص كند.
2. هماهنگ نمودن طراحي اصطلاحنامه با اصول نوين اطلاعرساني
3. رد يا قبول اصطلاحات جديد پيشنهادي نمايهسازان
4. انتشار تكملهها در دورههاي زماني مشخص
5. درهم كردن متن اصلي و تكملهها در پايان هر سال
6. تقسيم اصطلاحات با ارجاعات طولاني به اصطلاحات اخصتر
مديريت تخصصي و خوب اصطلاحنامه اين اطمينان را ايجاد ميكند كه اصطلاحنامه در طول زمان متناسب و قابل استفاده باشد. همچنين مديريت صحيح اصطلاحنامه باعث تداوم ساختار ساده اصطلاحنامه بوده و براي نمايهساز و كاوشگر رضايتمند و قابل استفاده ميباشد.
تفاوت اصطلاحنامه با سر عنوانهای موضوعی
1. اصطلاحنامه ابزار مهم نمایه سازی و در اصل زبان نمایه سازی است در حالی که سرعنوانهای موضوعی بیشتر در فهرستنویسی به کار می روند.
2. اصطلاحنامه ها به شکل سلسله مراتبی نیز تنظیم می شوند برخلاف سرعنوانهای موضوعی که فقط به ترتیب الفبایی می باشند.
3. اصطلاحنامه ها به کاربرد اخص واژه ها توجه دارند برخلاف سرعنوانهای موضوعی
4. در اصطلاحنامه ها تنظیم بر اساس موضوع است در حالی که در سرعنوانهای موضوعی از تقسیم های فرعی برای اخص کردن اصطلاحات استفاده می کند.
1. در اصطلاحنامه همه اصطلاحات بررسی شده و رایج ترین آنها به عنوان توصیفگر (مرجح) انتخاب می شوند و رابطه اصطلاحات با یکدیگر بررسی می شود، در حالی که واژه نامه ها مجموعه ای از لغات مرتبط از نظر معنا هستند که بدون رعایت ارجحیت گردآوری شده اند.
2. در اصطلاحنامه ها از میان مترادفها رایج ترین اصطلاح انتخاب شده و از اصطلاحات دیگر به آن ارجاع داده می شود. در صورتی که واژه نامه ها چنین موردی مد نظر نیست.
3. در فرهنگ لغات تعاریف واژه ها مهم است در حالی که در اصطلاحنامه ها این گونه نیست.
4. در اصطلاحنامه ها راهنمای کاربرد(ارجاعات، روابط اعم و اخص)وجود دارد در حالی که واژه نامه ها این گونه نیست.
اصطلاحنامه ها در محیط اطلاعاتی جدید
اصطلاحنامه ها نه تنها ابزاری مفید در سازماندهی دانش و بازیابی اطلاعات بشمار می روند، بلکه می توانند نقش موثر در یادگیری مفاهیم بنیادی و اساسی یک حوزه موضوعی ایفا نمایند. اصطلاحنامه نمایه سازان را در انتخاب اصطلاحات برای نمایه سازی منابع اطلاعاتی و کاربران را در انتخاب این اصطلاحات نمایه شده برای جستجوی اطلاعات نمایه سازی شده در منابع اطلاعاتی یاری نموده است. با وجود این توانمندی ها، بررسی تاریخی و کارکردی اصطلاحنامه ها در طول سالها نشان می دهد که با وجود تغییر در محیط های اطلاعاتی ، اهداف و ساختار آنها همواره ثابت بوده است. تغییر محیط اطلاعاتی کاربران، فناوری های اطلاعاتی، و ماهیت منابع اطلاعاتی مشهود است که می تواند بر ضرورت بازنگری در ساختار اصطلاحنامه ها تاکید داشته باشد.
محیط اطلاعاتی جدید اصطلاحنامه هایی را با قابلیت های بیشتر از آنچه که اصطلاحنامه های کنونی با ساختارهای محدود فراهم می آورند می طلبد. اصطلاحنامه های ساختار یافته با استانداردهایی که متناسب با ویژگی های محیط چاپی تدوین شده اند، نمی توانند پاسخگوی نیازهای کاربران در محیط اطلاعاتی عصر حاضر باشد.
1. تغییر محیط اطلاعاتی از چاپی به الکترونیکی
2. تغییر مخاطبان ذی نفع از این استانداردها، به طوری که در حال حاضر دیگر جستجو در نظام های اطلاعاتی به کتابداران ، نمایه سازان و دیگر متخصصان اطلاع رسانی محدود نیست.
اصطلاحنامه جستجو
پس از دهه 80 نوع خاصی از اصطلاحنامه بوجد آمد از ویژگی های این اصطلاحنامه که به اصطلاحنامه کاربر نیز معروف است می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1. فراهم آوری گزینه های دیگر برای اصطلاحاتی که جستجوگر احتمالا" در ذهن دارد و کمک به جستجوگر برای بازیابی مفاهیم و اصطلاحات مرتبط
2. کمک به بازیابی اطلاعات با فراهم آوری اصطلاحات بیشتر و رعایت دقت در انتخاب اصطلاحات و پیشنهاد و توضیحات بیشتر در مورد اصطلاحات خاص
3. فراهم آوری گزینه های متعدد با رعایت جامعیت برای تسهیل مطابقت میان اصطلاحات کاربر و اصطلاحاتی که در اصطلاحنامه موجود است.
4. تدوین اصطلاحنامه با شناخت هر چه بیشتر کاربر، افزایش آگاهی از نحوه فرمول بندی عبارت جستجو توسط کاربران با انجام مطالعاتی بر روی آنها.
5. تقویت کاربران و افزایش توانایی آنها در جستجو با استفاده از کلمات خودشان
مطالعات انجام شده بر روی کاربران نشان می دهد که آنها به طور شگفت انگیزی از کلمات متنوع و متفاوت برای جستجوی یک مفهوم واحد استفاده می کنند. به همین دلیل این نوع اصطلاحنامه در واقع پاسخی ست به نیازهای این نوع از کاربرام که اغلب کاربران ماهر هستند. برای مثال از اصطلاحنامه های جستجو یا کاربر می توان به اصطلاحنامه BRS TERM database اشاره کرد.
با وجود اینکه بسیاری از این اصطلاحنامه ها هم اکنون در محیط وب دسترس پذیر، و برای جستجو قابل استفاده هستند، باز هم به دلیل اینکه از استانداردهایی تبعیت می کنند که متناسب با محیط چاپی وضع شده اند، برای محیط اطلاعاتی کنونی نارسایی هایی دارند که موجب عدم تمایل کاربران در استفاده از آنها می شود.
خواستگاه اصلی واژه هستی شناسی در حوزه فلسفه است که به موضوع موجودیت اشاره دارد هستی شناسی در فلسفه یک علم شناخته شده است."مطالعه انچه موجود است و آنچه باید فرض شود که وجود دارد، به منظور نائل آمدن به یک توصیف متقاعد کننده از واقعیت".
اکنون با ظهور هستی شناسی که هدف آن کمک به کاربر بازیابی متون بر روی وب است معطوف شده است. سورگل عقیده دارد که در واقع مشکل ناشی از سازماندهی اطلاعات نیست، بلکه این مجموعه اصطلاحات هستند که مشکل ساز شده اند و در نتیجه، زمینه ظهور هستی شناسی ها به صورت مجموعه لغات و یا اصطلاحنامه های تکمیل شده یا گسترش یافته را فراهم کرده اند. در ساده ترین مفهوم هستی شناسی را میتوان مانند اصطلاحنامه ها ، مجموعه لغات کنترل شده دانست، با این تفاوت که مفاهیم یک حوزه خاص با روابط معنایی خاص با توجه به حوزه موضوعی و بعضا" متفاوت از حوزه های موضوعی دیگر به شکل خاصی طبقه بندی می شوند که هدف آنها نمایش مفاهیم در قالب زبان طبیعی ست. بدین سبب بعضی آن را نوع تکامل یافته اصطلاحنامه و برخی دیگر آن را ابزاری کاملا" جدید می دانند. منطق بکار رفته در ساخت هستی شناسی ها منطبق ساختن کاربر با نظام سازماندهی دانش و نه انطباق نظام با کاربر است. این نظام با ساختار معنایی دقیق و تعریف شده بر اساس واقعیت های موجود یک حوزه به بیان روابط دقیق میان اصطلاحات در قالبی واقعی می پردازد و بدین ترتیب به کاربر در فهم و شناخت بیشتر یک حوزه کمک می کند.
مقایسه اصطلاحنامه و هستی شناسی
شباهت ها
1. هر دو فهرستی از واژگان و نمایشی از روابط میان آنها جهت ارائه مفاهیم عرضه می کنند.
2. هر دو نوعی نظام سازماندهی دانش اند که بر پایه مفاهیم برای نمایش دانش پیچیده موضوعی بنا می شوند.
3. هر دو نظامی سلسله مراتبی اند که برای اصطلاحات گروه بندی شده در داخل رده ها و رده های فرعی به کار می روند.
4.
5. هر دو در سازماندهی منابع اطلاعاتی و بازیابی اطلاعات کاربرد موثری دارند.
6. در روش تدوین اصطلاحنامه ها و هستی شناسی ها تقریبا" شیوه مشابهی دنبال می شود، مشخص کردن حوزه، جمع آوری واژکان و مفاهیم از متون، متخصصان و دیگران، تعیین روابط بر اساس قواعد، اصول و استانداردها.
تفاوت ها
1. از بعد کاربر: اصطلاحنامه برای کاربران انسانی معنادار و قابل درک است در حالی که هستی شناسی برای پردازش اطلاعات توسط انسان و نیز ماشین کاربرد دارد.
2. از بعد معنایی: اصطلاحنامه ها اگر چه به ارائه واژگان و روابط میان آنها برای کمک به کاربران در درک مفهوم یک اصطلاح می پردازند، ولی فاقد مشخصه های کامل و صریحی از مفاهیم هستند. در واقع نوع اصطلاحات که به بیان مفاهیم دقیقکمک می کنند در اصطلاحنامه وجود ندارد. در حالی که هستی شناسی به طور واضحی دانش مفهومی را با استفاده از زبانی قراردادی(قواعد تعریف شده) بر اساس یک حوزه همراه با معانی دقیق آنها ارائه می کند، به طوری که این تفسیر غیر مبهم از اصطلاحات در قالب قواعد و توسط ماشین نیز به سهولت قابل استفاده است.
3. از بعد پوشش متون: اصطلاحنامه سیاهه ای از واژگان است که برای منابع موجود به کار می رود. بیشتر درباره مدارک موجود و برای استفاده در مورد نوع خاصی از مدارک است در حالی که هستی شناسی به ارائه گستره وسیعی از واژگان یک حوزه می پردازد. درباره هستی شناسی همچنین به لحاظ قواعد وضع شده، اعمال یک کنترل یکنواخت به سهولت امکانپذیر است.
4. از بعد روابط معنایی میان مفاهیم: ابهام های معنایی موجود در اصطلاحنامه ها که ناشی از روابط تعریف شده محدود هستند، در هستی شناسی مرتفع شده است. در اصطلاحنامه، روابط عام و خاص به طور دقیقی تعریف نمی شود، بنابراین نمی تواند بیان کننده روابط معنایی واضح میان مفاهیم باشد. این روابط به طور عام بکار رفته و فاقد روابط برای بیان مفاهیم خاص در حوزه های معین هستند، در حالی که روابط تعریف شده برای هر مدخل در یک حوزه خاص از ویژگی های اصلی هستی شناسی هاست. در اصطلاحنامه ها گاه روابط مربوطبه نوع یا جنس، روابط نشان دهنده جزئی از کل، و روابطی که برای نشان دادن نمونه یا نثال بکار می روند می توانند در هم تلفیق شوند در صورتی که برخی اصطلاحنامه ها، این روابط به جای هم بکار رفته اند. هستی شناسی به لحاظ ارائه روابط معنایی دقیق، از این انتقاد مبرا است.
5.
اصطلاحنامه مجموعهاي از سرعنوانهاي موضوعي با ارتباطات سازماندهي شده است.اصطلاحنامه تسبيحي است زرين از واژههاي انتخاب شده كه به سه گروه از متخصصين كمكهاي شاياني ميكند. اول به نمايهسازان براي سرعت و دقت در نمايهسازي مدارك و انتخاب سرعنوانهاي موضوعي مناسب و صحيح. دوم به كاوشگران به منظور تدارك راهبرد صحيح و دقيق كاوش و دسترسي جامع و خاص به موضوع موردنظر. سوم به نويسندگان به منظور بيان دقيقتر پيامهاي خود.
اصطلاحنامه وظايف خود را با ايجاد روابط معنايي همارز، سلسله مراتبي و وابسته ميان توصيفگرها، انجام ميدهد.
رعايت قواعد دستوري و املايي نه تنها در شكيل بودن و يكدستي اصطلاحنامه موثر است، بلكه دسترسي موضوعي را نيز تسهيل ميكند.
براي رسيدن به اهداف اصطلاحنامه دو اصل بايد بر آن حاكم باشد.
1. ويرايش اصطلاحنامه در طول زمان
2. مديريت تخصصي
ويرايش دائم اصطلاحنامه تازگي و همگامي آن را با دانش روز بيمه ميكند و مديريت تخصصي و صحيح هماهنگي اصطلاحنامه و طراحي آن را با اصول نوين اطلاعرساني تحقق ميبخشد.
در زير يك صفحه از يك اصطلاحنامه چاپ نشده نمايش داده شده است:
|
امنيت هواپيما بك ايمني هواپيما |
Aircraft safty | |
|
انبساط سنجي بج ديلاكومتري ا.و. اندازه گيري |
Dilatometry | |
|
اندازه گيري ا.خ. اندازهگيري پيوسته ا.و. آشكارسازي
شمارش |
Measurement | |
|
ايرفريم بك بدنه هواپيما |
Airframes | |
|
ايرفويل بك سطح مقطع بال |
Airfoils | |
|
ايرفول ناكا0012 بك سطح مقطع بال ناكا 0012 .... |
0012 Naca airfoil | |
|
بال (هواپيماها) ا.ع. سطح مقطع بال ا.خ. بالهاي چرخان بالهاي خميده ا.و. سازه هواپيما |
Wings | |
|
بالواره بك سطح مقطع بال |
Airfoils | |
|
بالهاي چرخان بج بالهاي گردان ا.ع. بال (هواپيماها) گردنده ا.و. پروانه دمي بالگرد پروانه بالگرد |
Rotary wings | |
|
پتانس خوردگي بج پتانسيل خوردگي آزاد
ا.و. خوردگي خوردگي الكتروشيميايي |
Corrosion potential | |
|
پتانسيل خوردگي آزاد بك پتانسيل خوردگي ..... |
Freely Corrosion Potential | |
|
پروانه بالگرد ا.و. بالهاي چرخان پروانه دمي بالگرد
|
Helicopter blades |
1.آقابخشي، علي. (1372) نمايهسازي همارآ، تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران.
2.حريري، مهر انگيز. (1361) اصطلاحنامه در نظام ذخيره و بازيابي اطلاعات، اطلاع رساني، نشريه فني مركز اسناد و مدارك علمي، شماره 1 و 2 ، دوره 6 ،60- 67.
3. خسروي، فريبرز.(1380) اصطلاحنامه فرهنگي فارسي‹‹ اصفا ››، جلد اول و دوم، ويرايش دوم، تهران كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران.
4. راولي، جنيفر. (1374) نمايهسازي و چكيدهنويسي ، ترجمه دكتر جعفر مهراد، تهران: سازمان مدارك فرهنگيانقلاب اسلامي.
5. مولا پرست، فيروزه. (1363) اصطلاحشناسي و كاربرد آن در فعاليتهاي اطلاع رساني، نشريه فني مركز اسناد و مدارك علمي، شماره 1، دوره 8 ، 9 –46.
6. يونسكو.(1377) اصطلاحنامه نما، ترجمه ملوكالسادات بهشتي، جلد اول و دوم، ويرايش دوم، تهران: مركزاطلاعات و مدارك علمي ايران.
7. پائو، ميراندا لي. مفاهيم بازيابي اطلاعات، مشهد: دانشگاه فردوسي(مشهد) ، 1380.